
سفره ي هفت سين ....
شمع ..... شمع رو روي سفرهي هفت سين براي روشنايي و گرمي دل افراد ميبينيم .
كتاب آسماني ( قرآن ) . در بالا ترين جاي سفره قرار مي گيره . به معني سالي پر بركت براي اعضاي خانواده .
سبزه . سيب . سنجد . سير . سركه . سمنو . سماق . كه در كنار اينا سكه و سنبل و اسپند و سنگك و .... هم گذاشته ميشه .
نوروز يكي از قديمي ترين سنت هاي ايرانيان مي باشد.به نام هاي " عيد سر سال " و " عيد سال نو" ناميده مي شود و وابسته به تمام قوميت هاي ايراني ائم از ترك و لر و فارس و كرد و بلوچ و ... مي باشد ...
سرودن و زمزمة " سرخی تو از من و زردی من از تو " در حین پریدن از روی آتش بیانگر سپاس از آتش می باشد. سرخ گونگی علامت سلامت و زردگونگی نشانة بیماری نزد انسان می باشد. سپاس از آتش که گرما، سرخ گونگی و سلامت را هدیه داده است و زردگونگی و بیماری را دور ساخته است در جشن چهارشنبه سوری صورت می گیرد.

| Give me your beautiful red color And take back my sickly pallor! |
سرخی تو از من و زردی من از تو |

روزگاري تمام هستي ام تو بودي . دلگرمي دل سردم تو بودي . روح بخش روح پر دردم تو بودي . اشك پايان تمام غم هايم تو بودي . همراه نازنين قلب تنهايم تو بودي .
دستانت ...
گرمي دستانت دلم را گرم مي كرد .
فشار دستانت قلبم را مي فشرد .
بودن دستانت در دستم گرمي عشق را به وجودم راه مي داد .
اما .....
به يكباره ديگر ... گرمي دستانت مرا سرد كرد .
دل خسته ام را پر از درد كرد .
دنيا را به كامم تلخ كرد .
زندگي را به نامم مرگ كرد .
و حالا مرگ من با جدايي پيوندي ملموس دارد ...
نوروز باستانی بر ایرانیان آریایی خجسته و پیروز باد
بهـــــــــارتان سبز ...
بهار . فصلی که هنوزم که هنوزه یاد آور خاطراته .... خاطرات شیرین کودکی . خاطراتی که فقط و فقط تو بهار داشتیم ... شادی هایی که فقط و فقط مال بهاره ...
آره . بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار .....
عيدتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــارك ..........................![]()
به اميد سالي سرشار از موفقيت و بهروزي براي شما عزيزان .......
آزادي ........... حرف دل صدها و صدها جوان ..... ولي افسوس و صد افسوس كه اين جا عقل است كه فرمان مي دهد نه دل .....
مي نويسم .... مي نويسم براي آن هايي كه روي رود آزادي سد مي زنند . آن هايي كه شايد خود هم آزاد نبوده اند . آن هايي كه مفهوم آزادي را درك نمي كنند . آن هايي كه قايق زندگيشان پارويي ندارد . آن هايي كه در درياي متلاطم زندگي غرق مي شوند اما خفگي را حس نمي كنند . آن هايي كه با موج مي آيند و با موج مي روند تا فقط روح خاموش خود را در درياي طوفاني زندگي فريفته باشند .
آري . آن هايي كه حتي سعي ندارند كه از طوفان رهايي يابند و در اين بين هر كه را كه توانايي اش را دارند با خود كشان كشان مي برند و ... رهرواني كه شايد خود به فكر رهايي از طوفان باشند . به فكر رسيدن به ساحل آرامش باشند . ولي افسوس و صد افسوس كه خود طعمه ي آزادي گريزان مي شوند ....
آري . رهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــايي .
۱۶ / ۹ / ۱۳۳۲ . آری . روزی که سه یار دبستانی . سه آذر اهورایی فقط و فقط برای آزادی چه ها که نکردند . آری آن سه شهید آزادی که آزادی را به قیمت جان خریدند . آن سه دانشجوی دانشکده ی فنی دانشگاه تهران . که دکتر شریعتی در وصفشان چنین می گوید :
اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود . خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم . همانجایی که بیست و دو سال پیش " آذر " مان در آتش بیداد سوخت . او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند ! . . . این " سه یار دبستانی " که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند . هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند . نخواستند ـ همچون دیگران ـ نان کوپنی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فروبرند . از آن سال چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند . اما این سه تن ماندند تا هر که را که می آید . بیاموزند . سفارش کنند . همه را می رود . آن ها هرگز نمی روند . همیشه خواهند ماند . آن ها " شهيد " اند . اين " سه قطره خون " كه بر چهره ي دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است ...
شهيد احمد قند چي شهيد آذر شريعت رضوي شهيد مصطفي بزرگ نيا
آري . اينان شهيدان راه آزادي اند . شهيداني كه در ۱۶ آذر با آزادي ميثاق بستند . ۱۶ آذري كه روز دانشجو لقب گرفت تا امروز فقط در آن از جمعي از نخبگان دانشجو تقدير كنند و نامي از اين سه آذر اهورايي در ميان نباشد . اينان براي اين شهيد نشدند ...
و چه بسيار " آذراني " كه امروز به اجبار زنده ماندن از رسيدن به آزادي گريزانند .

حمله به دانشجويان تظاهرات دانشجويان سفر نيكسون به ايران
با تشکر قبلی از لطف شما عزیزان .